
هر سه میآیند و میگویند: تو از همه با تقواتری; از همه زودتر مسلمان شدهای; هر خوبی که بگویی، داری; دختر پیامبر (صلی الله علیه واله) بزرگ شده، ما از او خواستگاری کردهایم; ولی جوابمان کردهاند و گفتهاند: «خدای او برایش تصمیم میگیرد» ; چرا تو نمیروی! شاید به تو روی خوش نشان بدهند» .
تو، دلت آتش میگیرد; چشمانت غرق اشک میشود و میگویی: «ای ابوبکر! چیزی را به یادم آوردی که سعی کرده بودم، فراموشش کنم . به خدا! فاطمه را دوست دارم و هرگز نخواستهام درباره ازدواج با او بیخیال باشم; ولی ... ولی ... آخر دستم از دنیا خالی است» .
ابوبکر میگوید: «ای علی! این حرف را نزن; خودت میدانی که خدا و رسولش دنیا را به چیزی نمیگیرند» . عمر میگوید: «این رفیقم راست میگوید; هر سابقه خوبی که بگویند، تو در آن پیش قدم بودهای ای ابوالحسن! (1) تو از همه به پیامبر خدا نزدیکتری; اشراف قریش، فاطمه را خواستگاری کردهاند; ولی شنیدی که ابوبکر چه گفت» . تو آستین بالا میآوری و اشک از چشم پاک میکنی و به عمر نگاه میکنی . این بار، سعد معاذ زبان باز میکند:
«راستی چه مانعی در میان داری ای علی! من میگویم همین امروز ... نه، همین حالا راه بیفت» .
تو شتر آبکش خودت را سوار میشوی; مزرعه را پشتسر میگذاری; به خانه میآیی; شتر را میبندی; لباس کارت را عوض میکنی; وضو میگیری; غسل میکنی; عبای نوی قطریات را میپوشی; به نماز میایستی و پس از آن، به طرف خانه پیامبر میروی . پیامبر خدا در اتاق همسرش ام سلمه است . در که میزنی، ام سلمه میپرسد: کیست؟ قبل از آن که جواب بدهی، آشکارا صدای پیامبر را میشنوی که میگوید: «ام سلمه! برخیز در را بگشا و بگو داخل شود . به خدا! مردی که خدا و رسولش او را دوست دارند، پشت در است; او هم خدا و رسولش را دوست دارد ...» .
ام سلمه میگوید: «پدر و مادرم فدایت! این مردی که ندیده در بارهاش چنین سخن میگویی: کیست؟ پیامبر (صلی الله علیه واله) میگوید: «خاموش باش! او برادر و پسر عمو و نزدیکترین خلق خدا پیش من است» .
همسر پیامبر با عجله میرود و در را میگشاید و تو صبر میکنی تا او پشت پرده برود; بعد داخل اتاق میروی . سلام میکنی و کنار رسول خدا (صلی الله علیه واله) مینشینی . سرت را پایین میاندازی و چشم به زمین میدوزی . پیامبر خیلی زود میفهمد که برای کاری نزدش آمدهای; اما خجالت میکشی به زبان بیاوری . با مهربانی به تو میگوید: «ای ابوالحسن! خیال میکنم با من کاری داری; حاجتت را بگو; هر نیازی که باشد، برآورده میکنم» .
تو بااندکی آزرم میگویی: «پدر و مادرم فدایت! خودت بهتر میدانی که روزگاری مرا از خانه پدرم به خانه خودت آوردی . من کودک بودم; از غذای خودت به من میخوراندی; با آداب و روش خودت مرا تربیت کردی و مرا از شرک و بتپرستی رایج آن روزگار نجات دادی ... . ای رسول خدا! تو بهترین گنجینه منی . امروز دوست دارم که تشکیل خانه و خانواده بدهم تا در سایه آن، آرامش داشته باشم ... و آمدهام تا دخترت فاطمه را خواستگاری کنم ...» . پیامبر خدا (صلی الله علیه واله) میخندد و از شادی رنگش تغییر میکند و به تو میگوید: «صبر کن تا از خودش هم بپرسم» . پیامبر میرود و زود میآید و میگوید: «الله اکبر; سکوت او نشانه رضایتش است» . سپس میگوید: «چیزی هم داری که با آن امر ازدواجت را فراهم کنی» ؟
تو میگویی: «پدر و مادرم فدایت! وضع زندگی مرا که میدانی; شمشیرم، زرهم و یک شتر آبکش که با آن در مزرعههای مردم آبکشی میکنم» .
پیامبر میگوید: «شمشیرت را که در جنگ با دشمنان خدا نیاز داری; شترت را هم همین طور; باید با آن کار کنی و در مسافرت مرکبتباشد; ولی زرهات را بفروش; به تو بشارت میدهم که خدا در آسمان قبل از زمین، عقد تو و فاطمه را بسته است» .
تو میگویی: «چشم تو روشن و پدر و مادرم فدایت! تو همیشه بشارت دهنده و مبارک قدم بودهای; صلی الله علیک» .
آنآگاه، شادمان از جا برمی خیزی و بیرون میآیی; به خانه میروی; زرهات را برمیداری و در بازار میفروشی . سپس پولها را نشمرده، پیش پیمبر میآوری . پیامبر که قبل از آمدن تو، بلال و عمار و ابوبکر را خبر کرده بود، یک مشت درهم بر میدارد و به بلال میدهد و میگوید: «برای دخترم عطر بخر» . به عمار و ابوبکر هم میگوید: «بقیه پولها را به بازار ببرید و لوازم خانه بخرید» . آن دو میروند و ساعتی دیگر باز میگردند . همه باری که به دوش گرفته و آوردهاند، جلوی پیامبر میگذارند . آن چه خریدهاند، عبارتند از:
پیراهنی برای عروسی به قیمت هفت درهم، یک روسری به ارزش یک درهم، یک حوله، تختی از چوب و برگهای درختخرما، دو تا تشک کتانی; یکی پر از پشم و یکی دیگر پر از برگهای نرم درختخرما، چهار تا بالش، یک تکه حصیر، یک جفتسنگ آسیای دستی، یک پرده، یک مشک آب، یک کاسه چوبی، یک ظرف پوستی، یک سبو، چند کوزه، دو تا بازوبند و یک ظرف مسی .
پیامبر جهیزیه را مینگرد و بیاختیار اشک از چشمانش سرازیر میشود و میگوید:
«خدایا! زندگی را بر گروهی که بیشتر لوازمشان ساده و سفالی است، مبارک گردان» . (2)
*دانلود آهنگ مهر علی و زهرا(س) با صدای زنده یاد ناصر عبداللهی به مناسبت سالروز ازدواج حضرت فاطمه(س) و امیر المومنین علی(ع)
|
نام فایل |
مدت زمان |
حجم فایل |
لینک دریافت |
|
مهر علی و زهرا(س) |
۴:۲۶ دقیقه |
۱.۰۱MB |
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1 . کنیه در میان عربها مرسوم بوده، حتی کودکان گاهی کنیه داشتهاند
2 . بحارالانوار، ج43، ص125 - 134; به نقل از کشف الغمة . حوزه
--------------------------------------- ***** ---------------------------------------
معرفی مسابقه وبلاگ نویسی به مناسبت پیوند آسمانی توسط فرهنگسرای فناوری اطلاعات
فراخوان مسابقه وبلاگ نویسی «پیوند آسمانی» به مناسبت سالروز ازدواج حضرت زهرا (س) و امیر المومنین علی (ع) منتشر شد.
به گزارش روابط عمومی فرهنگ سرای فناوری اطلاعات، این مسابقه با محورهای«از تو می آموزم حیدر»، «فاطمه الگوی زنان جهان و مادر صدف آفرینش»، «ازدواج موفق و فرزندان صالح» و در قالب های یادداشت، مقاله، دل نوشته، شعر، عکس و متن ادبی برگزار می شود.
بر اساس این خبر علاقهمندان میتوانند نوشتههای وبلاگ خود را در یکی از محورهای عنوان شده در مسابقه شرکت بدهند و برای شرکت در مسابقه آدرس وبلاگ خود را به آدرس اینترنتی it@itfs.ir ارسال کنند.
همچنین مرتبط بودن گرافیک وب با موضوع آن، استفاده از فونت و رنگ مناسب، نوع لینک دهی به وب سایت های مرتبط، میزان بازدید از وبلاگ و وضعیت وبلاگ در موتورهای جستجو از معیارهای فنی مورد نظر برای انتخاب وبلاگ های برگزیده است.
گفتنی است علاقهمندان میتوانند برای اطلاع بیشتر از قوانین و مقررات مسابقه به آدرس http://www.itfs.ir مراجعه کنند.
مهلت ارسال آثار و آدرس وبلاگ 28 آبان ماه جاری، همزمان با سالروز ازدواج حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) اعلام شده است.
نوشته شده توسط محمد صالحي در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 ساعت 19:38 موضوع ::.ازدواج فاطمه(س).:: | لینک ثابت

مطالب عمومي/در مورد حضرت زهرا(س)
مرورى بر تاريخ ولادت حضرت زهرا(س)
فاطمه (س) مصداق كوثر اعطائى خدا به خاتم انبياء
چرا نام حضرت زهرا (س) در قرآن نیامده است؟
عظمت حضرت فاطمه علیهاالسلام در سوره «هلاتی»
نقش حضرت زهرا علیهاالسلام در جریان «مباهله»
روشنى عالم از نور حضرت زهرا (س)
كيفيت و چگونگى تولد حضرت زهرا (س)
فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا(س)
در آستانه ي مصيبت عظمي شهادت صدّيقه ي كبري(س)
گالري عكس
اشعار فاطمي
تهنیّت ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام

دانلود هاي ريحانه ي عشق
|
* |
موضوع كليپ |
حجم كليپ |
دريافت |
|
۱- |
موسيقي وبلاگ |
kb ۱۰۸۲ |
|
|
۲- |
مداحي بسيار زيبا در وصف حضرت زهرا(س) |
۳۴۵ kb |
|
|
۳- |
مداحي در وصف حضرت زهرا(س) |
800 kb |
|
|
۴- |
مداحي در وصف حضرت زهرا(س) |
۲۳۸ kb |
|
|
۵- |
مداحي در وصف حضرت زهرا(س) |
620 kb |
|
|
۶- |
مداحي در وصف حضرت زهرا(س) |
454 kb |
نوشته شده توسط محمد صالحي در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 20:0 موضوع | لینک ثابت

به ساقى اى صبا بگو، حاجت ما برآورد ساغرى از براى ما، ز آب كوثر آورد
به ساغر لطیفه گو، بگو لطیفهاى بگو كه مطرب از ره وفا، چنگ به مضمر آورد
بگو به ماه آسمان، به خود نبالد این قَدَر كه ماه بى قرین من، سر از افق در آورد
ماه جمادى آمده، موقع شادى آمده باز منادى آمده، به نخل دل بر آورد
دوباره گشته این جهان به رتبه، برتَر از جنان كه حقّ به خیل بانوان، هادى و رهبر آورد
دوش شنیدم این ندا كه امشب از ره وفا براى ختم الانبیاء، خدیجه دختر آورد
چه دخترى كه مظهر شرم و حیا و عفّت است چه عفّتى كه عصمتش، صفاى دیگر آورد
نیافریده ذات حقّ به جز خدیجه مادرى كه دخترى چو فاطمه پاك و مطهّر آورد
به بحر رحمتش خدا بیافرید یك صدف که یازده گهر از او، و صُلب حیدر آورد
خدا براى عقل كلّ، دخترى همچو برگ گل به كورى دو دیده، مرده ابتر آورد
بهر نثار مقدمش ز فرو شادى و شعف لعل گهر طبق طبق، مریم و هاجر آورد
به شان دخت مصطفى جبریل امشب از سَما چو برگ گل ورق ورق، آیه ز داور آورد
ندیده مهر مادرى چو خاتم پیمبران فاطمه را خداى او به جاى مادر آورد
مهین حبیبه خدا، دیده گشود از وفا كه چون حسین آیتى، بر خصم ستمگر آورد
"نیشابوری"
************************
ای زلال چشمه ساران فاطمه
معنی سبز بهاران فاطمه
نام توگل را شکوفا می کند
قطرهرا مجذوب دریا می کند
از فروغت ماه حیران می شود
چشم شب، آیینه باران می شود
تو شروع شعر حقانیتی
آیت آیین معصومیتی
سوره ی ناب حقیقت چشم تو
می گدازد مصطفی را خشم تو
تو فروغ دیده ی پیغمبری
آبروی لاله های پرپری
ای گل زیبای احمد، فاطمه
کوثر ناب محمد،فاطمه
"نادیا حیدری"
نوشته شده توسط محمد صالحي در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 19:50 موضوع ::.اشعار فاطمی.:: | لینک ثابت
برای توسل به حضرت فاطمه(علیهاالسلام) نماز و زیاراتی ذکر شده است که با انجام آنها می توان گام هایی را در جهت نزدیک شدن به حضرت برداشت.
نماز حضرت زهرا(علیهاالسلام):
نماز حضرت زهرا(علیهاالسلام) دو ركعت است؛ بدین صورت كه در ركعت اول بعد از حمد 100 مرتبه سوره قدر و در ركعت دوم بعد از حمد 100 مرتبه سوره توحید خوانده مىشود. (1)
نماز استغاثه به حضرت زهرا (علیهاالسلام):
در مفاتیح الجنان روایت شده است كه: هر گاه حاجتى دارى دو ركعت نماز به جاى آور و پس از سلام سه مرتبه تكبیر بگو و پس از آن تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) را بگو، آنگاه به سجده برو و صد مرتبه بگو: «یا مولاتى یا فاطمةُ اغیثینى» ، سپس جانب راست صورت را بر زمین(مُهر) بگذار و همان ذكر را صد مرتبه بگو، سپس جانب چپ صورت را بر زمین(مُهر) بگذار و صد مرتبه همان ذكر را بگو و حاجت خود را بخواه، به خواست خداوند حاجتت برآورده مىشود. (2)

زیارت حضرت فاطمه(علیهاالسلام):
قال رسول الله صلى الله علیه و آله:
«من زار فاطمة فكانما زارنى و من زار على بن ابیطالب فكانما زار فاطمة؛ هر كس فاطمه را زیارت كند مثل این است كه مرا زیارت كرده و هر كس على بن ابیطالب را زیارت كند مانند آن است كه فاطمه را زیارت كرده است.»(3)
همچنین راوایت شده است: «قالت فاطمة: قال ابى و هو ذا حى: من سلم على و علیك ثلاثة ایام فله الجنة . قلت لها: ذا فى حیاته و حیاتك او بعد موته و موتك؟ قالت: فى حیاتنا و بعد موتنا؛ فاطمه(علیهاالسلام) فرمودند: پدرم آن زمان كه در قید حیات بود [به من] فرمود: هر كس سه روز بر من و تو سلام كند، بهشت براى اوست. به حضرت [زهرا علیهاالسلام] گفتم: این مسئله در زمان حیات پیامبر و شما یا بعد از مرگتان است؟ حضرت زهرا (علیهاالسلام) فرمودند: در حیات و ممات ما.» (4)
امام جواد( علیه السلام) هر روز هنگام ظهر به مسجد رسول الله (صلى الله علیه و آله) رفته و پس از سلام و صلوات بر رسول خدا (صلى الله علیه و آله)، به سراغ خانه مادرش حضرت زهرا( علیهاالسلام) كه در همان نزدیكى قبر پیامبر(صلى الله علیه و آله) است مىرفت و كفشها را در آورده و با نهایت ادب و خضوع، داخل خانه شده و در آنجا نماز و دعا مىخواند و دقایقى طولانى به عبادت مشغول مىشد و هرگز دیده نشد به زیارت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) برود و سراغ مادرش را نگیرد. (5)
روز زیارت مخصوص حضرت زهرا(علیهاالسلام):
در روایات، هر یك از روزهاى هفته و ساعات شبانه روز به نام یكى از معصومین( علیهم السلام) نامگذارى شده و براى هر روز و هر هفته با توجه به همین نامگذاری ها، ادعیه و اعمالى بیان شده است .
از بین روزهاى هفته، روز یكشنبه متعلق به امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا (علیهماالسلام) مىباشد و از بین ساعات شبانه روز، ساعت آخر شب؛ نزدیك اذان صبح، متعلق به فاطمه زهرا(علیهاالسلام) مىباشد. زیارت مخصوص حضرت زهرا (علیهاالسلام) در روز یكشنبه چنین است:
«السلام علیك یا ممتحنة امتحنك الذى خلقك قبل ان یخلقك لما امتحنك به صابرة و نحن لك اولیاء مصدقون و لكل ما اتى به ابوك صلى الله علیه و آله و اتى به وصیه علیه السلام مسلمون و نحن نسئلك اللهم اذ كنا مصدقین لهم ان تلحقنا بتصدیقنا بالدرجة العالیة لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولایتهم علیهم السلام.» (6)
------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1- مفاتیح الجنان، انتشارات فاطمة الزهرا، ص67 .
2- همان، ص423 .
3- بحارالانوار، ج43، ص58 .
4- چشمه در بستر، ص318 .
5- كشف الیقین، علامه حلى، ص354 .
6- مفاتیح الجنان، انتشارات فاطمة الزهرا، قم، ص91 .
نوشته شده توسط محمد صالحي در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 19:37 موضوع ::.نحوه توسل به حضرت زهرا(س).:: | لینک ثابت
یكى از عبادتهاى دینى درود و صلوات فرستادن بر حضرت ختمى مرتبت و اهل بیت معصوم آن حضرت است. این عبادت ریشه قرآنى دارد و خداوند متعال در قرآن به آن دستور داده است. «ان الله و ملائكته یصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما.» (1)
در روایتى از پیامبر(صلى الله علیه و آله) آمده است كه درود فرستادن بر حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) آثار معنوى بالایى دارد و در قیامت شایستگى الحاق به پیامبر اكرم(صلى الله علیه و آله) را براى انسان فراهم مىكند. پیامبر اكرم(صلى الله علیه و آله) فرمود: «یا فاطمة من صلى علیك غفر الله له، و الحقه بى حیث كنت من الجنة؛ اى فاطمه! هر كس بر تو صلوات بفرستد خداوند او را مىآمرزد و در هر جاى بهشت كه باشم وى را به من ملحق سازد.»
كیفیت صلوات بر حضرت زهرا(علیهاالسلام) چنین است:
«اللهم صل على فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمك.» (2)
-------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1- احزاب/56 .
2- معجم صحیفة الزهراء، شیخ جواد قیومى .
نوشته شده توسط محمد صالحي در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 19:29 موضوع ::.ارزش صلوات بر حضرت فاطمه(س).:: | لینک ثابت
همانطور که رسول اكرم به شیعیان امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش(علیهم السلام) بشارت بهشت را داده است و در منقبت و عظمت مقام آنان مطالبى بیان داشتهاند، نسبت به شیعیان حضرت زهرا (علیهاالسلام) نیز دقیقا با ذكر همان مناقب مژدهى بهشت دادهاند.
شیعه یعنى تابع و پیرو و اقتداكننده. شیعهى على(علیهالسلام) كسى است كه از امام على(علیهالسلام) هدایت مىیابد و همراه او و متمسك و دست به دامان اوست. شیعه حضرت فاطمه(علیهاالسلام) در اخبار عینا در ردیف شیعیان على است. گاه پیامبر اكرم در مدح شیعیان امیرالمؤمنین سخن مىگوید، و گاه در منقبت شیعیان حضرت فاطمه(سلامالله علیها) و همین روش رسول خدا نشانگر این است كه حضرت زهرا(علیهاالسلام) خود استقلال دارد و داراى كرامات و مقام والا و صاحب ولایت كبرى مىباشد.
جابر بن عبدالله از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت مىكند كه فرمود:
«هنگامى كه روز قیامت فرارسد، دخترم فاطمه سوار بر ناقهاى از ناقههاى بهشتى وارد عرصه محشر مىشود، كه مهار آن ناقه از مروارید درخشان و چهارپاى آن از زمرد سبز، دنبالهاش از مشك بهشتى، چشمانش از یاقوت سرخ، و بر فراز آن، قبهاى(خیمهاى) از نور، كه بیرون آن از درونش و درون آن از بیرونش نمایان است. فضاى داخل آن قبه، انوار عفو الهى و خارج آن خیمه، پرتو رحمت خدایى است. و بر فرازش تاجى از نور كه داراى هفتاد پایه است از درّ و یاقوت كه همانند ستارگان درخشان در افق آسمان نورافشانند. از جانب راست آن مركب هفتاد هزار ملك، و از طرف چپ آن هفتاد هزار فرشته است - و جبرئیل در حالى كه مهار ناقه را گرفته است - با صداى بلندى ندا مىكند: نگاه خود را فراسوى خویش گیرید، و نظرها به پایین افكنید، این فاطمه دختر محمد است كه عبور مىكند. در آن هنگام، حتى انبیا و صدیقین و شهدا همگى از ادب، دیده فرو مىگیرند؛ تا این كه حضرت فاطمه(علیهاالسلام) عبور مىكند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مىگیرد.
آنگاه از جانب خدا جل جلاله ندا مىشود: اى محبوبهى من، و اى دختر حبیب من، بخواه از من آنچه مىخواهى؛ تا عطایت كنم و شفاعت كن هر كه را مایلى تا قبول فرمایم. در جواب عرضه مىدارد: اى خداى من، و اى مولاى من، دریاب ذریهى مرا، شیعیان مرا، پیروان مرا، و دوستان ذریهى مرا.
بار دیگر از جانب حق خطاب مىرسد: كجا هستند ذریه فاطمه و پیروان او؟ كجایند دوستدارانش، و دوستداران ذریهى او؟ در آن هنگام جماعتى به پیش مىآیند و فرشتگان رحمت آنان را از هر سوى در میان مىگیرند. و حضرت فاطمه(علیهاالسلام) در حالى كه پیشگام آنهاست همگى را همراه خود به بهشت وارد مىفرماید.»(1)
در حدیث دیگرى از حضرت رسول اكرم(صلى الله علیه و آله) منقول است كه فرمود:
«پس آنگاه جبرئیل عرض مىكند: اى فاطمه، هر چه مىخواهى از خداى خویش طلب كن. حضرت فاطمه(علیهاالسلام) عرض مىكند: خدایا، شیعیان مرا دریاب. خطاب مىرسد: همه شیعیان تو را آمرزیدم. عرضه مىدارد: پروردگارا، شیعه فرزندانم را نیز نجات بده. ندا مىآید: همه آنان را بخشیدم؛ یا فاطمه، اینك در میان اهل محشر برو و هر كسى كه به تو پناهنده شود، همراه تو به بهشت وارد خواهد شد. پیامبر اكرم(صلى الله علیه و آله) سپس به سخنان چنین ادامه داد: در آن هنگام همه مردم آرزو مىكنند كه اى كاش ما نیز فاطمى بودیم. یا فاطمه، در چنین روزى است كه شیعیان تو، پیروان اولاد تو، و شیعیان امیرالمؤمنین در پى تو به سلامت وارد بهشت مىشوند.»
جناب جابر در یك حدیث مفصل از حضرت باقر(سلاماللهعلیه) نقل مىكند كه فرمود:
«به خدا قسم یا جابر، این است همان روزى كه مادرم زهرا شیعیان خود را از میان اهل محشر جدا مىكند چنان مرغى كه دانههاى خوب را از بد جدا مىسازد. و چون همراه فاطمه شیعیانش به در بهشت مىرسند، خدا در قلب آنان چنین القاء مىفرماید كه به پشت سر خویش نگاه كنند؛ آنگاه كه به عقب سر خود نظر افكنند، از جانب خداى تعالى خطاب مىشود: سبب چیست كه شما به پشت سرتان نگاه مىكنید؟ من كه شفاعت فاطمه دخترم حبیبم محمد را درباره شما پذیرفتم. عرض مىكنند: پروردگارا دوست مىداریم قدر و منزلت ما شیعیان فاطمه در چنین روزى شناخته شود. پس، از جانب خداى تعالى خطاب مىشود: اى دوستان من برگردید، برگردید (به صحنه محشر)، نظر افكنید (در میان آن جماعت و) هر كس را كه براى دوستى فاطمه شما را دوست داشته است هر كس را كه به خاطر زهرا به شما دوستداران فاطمه اطعام كرده؛ نیكى نموده، و با جرعه آبى سیرابتان كرده، و یا از غیبت افراد درباره شما مانع شده است: دست او را بگیرید و به بهشت واردش كنید، سپس حضرت ابوجعفر(امام باقر) علیهالسلام اضافه فرمود: به خدا سوگند از بركت محبت جدهام زهرا كسى بر جاى نمىماند جز آن كسى كه نسبت به مقام والاى آل محمد تردید داشته و یا كافر و یا منافق باشد.» (۲)
عاصمى در كتاب زین الفتى - در بخش «الشراط الساعة» - از سلمان چنین روایت مىكند كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«اى سلمان، قسم به وجود مقدسى كه مرا به پیامبرى مبعوث فرموده است، در روز قیامت، من دامان جبرئیل (نمایندهى خداى عز و جل را مىگیرم، و على دامان مرا، و فاطمه دامان على را، و حسن دامان فاطمه را، و حسین دامان حسن را، و شیعیانشان دست به دامان آنها هستند. یا سلمان، آیا گمان مىكنى، خداى تعالى پیامبرش را (پناهندهى خود را) كجا مىبرد؟ و پیامبر، برادرش على را؟ و على همسرش زهرا را؟ و فاطمه دو فرزندش را؟ و آنها شیعیانشان را كجا خواهند برد؟ سپس پیامبر اكرم سه بار تكرار فرمودند: اى سلمان قسم به خداى كعبه به سوى بهشت مىبرند؛ و این پیمانى است كه جبرئیل از جانب پروردگار جهانیان وعده داده است». اعتراف و ایقان به ولایت حضرت صدیقه سلاماللهعلیها، و اظهار تشیع و دوستى نسبت به او، در زیارت مخصوص آن حضرت نیز با این جملات بیان شده است: «خدایا شاهد باش كه من از شیعیان زهرا و از دوستان اویم و معتقد به ولایت آن حضرت هستم.» (۳)
با توجه به اینكه حضرت فاطمه صدیقه(سلاماللهعلیها) در والاترین مناقب و برترین مقامات با پدر و همسر و فرزندانش مشترك است و با در نظر گرفتن مطالبى كه نسبت به مراتب عالى آن حضرت در روز قیامت بیان شد، و بشارتهایى كه درباره شیعیانش از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است، هرگز معقول نیست كه صاحب این مقامات عالیه ولیةالله نباشد.
مطالبى را كه بیان شد، از اخبارى كه در علت نامگذارى حضرت صدیقه(سلاماللهعلیها) به اسامى «فاطمه» و «بتول» وارد شده است مىتوان استفاده كرد. فاطمه اسمى است كه از اسماء حق تبارك و تعالى مشتق گردیده، و بر عرش و بهشت چنین نوشته شده است: «انا الفاطر و هذه فاطمه.»
----------------------------------------------------------------------------------------
پینوشتها:
1ـ امالى صدوق، ص 25، بحارالانوار، ج43/ 220- 219.
۲- تفسیر فرات، ص 444- 447/ ح 587/ بحارالانوار ج 8/ 54، 43/ 227. این حدیث كه توسط امیرالمؤمنین از پیامبر اكرم(علیهماالسلام) نقل گردیده است نسبتا طویل است و در آن به بعضى از مناقب حضرت زهرا(علیهاالسلام)- خصوصا به موقف و مقام حضرت صدیقه در محشر - اشاره گردیده كه ما به دلیل اهمیت آن، متن كامل روایت را در تعلیق شماره 5 آوردهایم.
۳ـ تفسیر فرات ص 299/ ح 403، بحارالانوار 8/ 52، 43/ 65.
نوشته شده توسط محمد صالحي در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 19:25 موضوع | لینک ثابت
امام خمینى در مناسبتهاى مختلف در بیاناتشان جایگاه و منزلتحقیقى زنان را از دیدگاهاسلام بیان داشتهاند. در دیدگاه امامقدس سره زن داراى مرتبه و منزلتى است که هیچ مکتب و مرامفمینیستى- که زن را تا سطح یک ملعبه و یا ابزار کار نزول داده است- یاراى دسترسى به آن راندارد. ایشان با اشاره به روز زن با بیان منزلتحضرت فاطمهعلیها السلام در باره جایگاه زن مىفرماید:
- فردا روز زن است، روز زنى است که عالم به او افتخار دارد. روز زنى استکه دخترش در مقابل حکومتهاى جبار ایستاد و آن حرف را زد، آن حرفهارا زد که همه مىدانید. (1)
- روز بزرگى است، یک زن در دنیا آمد که مقابل همه مردان است. یک زنبه دنیا آمد که نمونه انسان است، یک زن به دنیا آمد که تمام هویت انسانى دراو جلوهگر است.
در دیدگاه امامقدس سره زن داراى مرتبه و منزلتى است که هیچ مکتب و مرامفمینیستى- که زن را تا سطح یک ملعبه و یا ابزار کار نزول داده است- یاراى دسترسى به آن راندارد.
- مبارک باد بر ملت عظیم الشان ایران بویژه زنان بزرگوار روز مبارک زن;روز شرافتمند عنصر تابناکى که زیربناى فضیلتهاى انسانى و ارزشهاى والاىخلیفةالله در جهان است.
و مبارکتر و پربهاتر انتخاب بسیار والاى روز بیستم جمادى الثانى است، روزپرافتخار ولادت زنى که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است. (2)
من عید سعید مولود اعظم حضرت زهراعلیها السلام را به همه شما خانمها و زنهاىتمام کشورهاى اسلامى تبریک عرض مىکنم و از خداوند تعالى مسالت دارم کههمه زنهاى محترمه را در راهى که خداى تبارک و تعالى مقرر فرموده است.همان راه را بروند و به مقاصد عالیه اسلامى برسند. براى زنها کمال افتخاراست که روز تولد حضرت صدیقه را روز زن قرار دادهاند ، افتخار است ومسؤولیت. (3)
کرامت وجودى زن:
در مکتب امام خمینى(قدس سره )زن بسیار تکریم شده و در اوج والایى قرار دارد ، ایشان در این باره مىفرمایند:
اسلام مىخواهد که زن و مرد رشد داشته باشند. اسلام زنها را نجات داده است از آنچیزهایى که در جاهلیتبود. آنقدرى که اسلام به زن خدمت کرده است، خدا مىداند به مردخدمت نکرده است. آنقدر که به زن خدمت کرده. شما مىدانید که در جاهلیت زن چه بوده و دراسلام چه شده. در زمانى که پیغمبر اسلام آمد، زنها را هیچ حساب مىکردند اسلام زنها راقدرت داده است. (4)
زن مربى سعادت:
امام به اغراض سوء دیدگاههاى فمینیستى و انتظارى که از زن دارند ، توجه داشته و همواره برجایگاه آنان و تاثیرى که در جوامع دارند تاکید مىورزیدند.
- اگر زنان شجاع و انسانساز از ملت ها گرفته شوند ، ملتها به شکست انحطاط کشیدهمىشوند. (5) اسلام برای شما آنقدر احترام قایل است که براى مردها نیست، اسلام شما را مىخواهدنجات بدهد ، اسلام مىخواهد از این ملعبه اى که اینها مىخواهند شما را قرار بدهند نجات بدهد ، اسلام مىخواهد شما را یک انسان کامل تربیت کند.
- زن انسان است. آن هم یک انسان بزرگ. زن مربى جامعه است. از دامن زن انسانها پیدامىشوند. مرحله اول مرد و زن صحیح، از دامن زن است. سعادت و شقاوت کشورها بسته بهوجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست مىکند و با تربیت صحیح خودشکشور را آباد مىکند. مبدا همه سعادتها از دامن زن بلند مىشود. زن مبدا همه سعادتها بایدباشد. (6)
سعادت و شقاوت کشورها بسته بهوجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست مىکند و با تربیت صحیح خودشکشور را آباد مىکند.
- زن مظهر تحقق آمال بشر است. زن پرورشده زنان و مردان ارجمند است. از دامن زن ، مرد به معراج مىرود. دامن زن محل تربیتبزرگ زنان و بزرگ مردان است. (7) زنها مردانشجاع را در دامن خود بزرگ مىکنند. قرآن کریم انسانساز است و زنها نیز انسانساز، اگرزنهاى انسانساز از ملتها گرفته بشود ، ملتها به شکست و انحطاط مبدل خواهند شد ، شکستخواهند خورد ، منحط خواهند شد (8) .
آزادى و تساوى زن و مرد از دیدگاه امام:
در منظر امامقدس سره اسلام زنان را سربلند و شایسته مىخواهد و آنچه دین گریزان براى زن قایلند ، چیزى جز تباهى و ملعبه شدن نیست، ایشان مىفرمایند:
مقام زن مقام والاست، عالی رتبه هستند. بانوان در اسلام بلند پایه هستند. (9)
ما مىخواهیم زن به مقام والاى انسانیتخودش باشد ، نه ملعبه باشد، نه ملعبه در دستمردها باشد ، در دست اراذل باشد. (10)
اسلام زن را مثل مرد می داند . همانطورى که مرد در همه شؤون دخالت دارد، زن همدخالت دارد ، همانطورى که مرد باید از فساد اجتناب کند ، زن هم باید از فساد اجتناب کند. زنها نباید ملعبه دست جوانهاى هرزه بشوند ، زنها نباید مقام خودشان را منحط کنند و خداىناخواسته بزک کرده بیرون بیایند و در انظار مردم فاسد قرار بگیرند. زنها باید انسان باشند ،زنها باید تقوا داشته باشند، زنها مقام کرامت دارند، زنها اختیار دارند ، همانطورى که مردهااختیار دارند. خداوند شما را با کرامتخلق کرده است ، آزاد خلق کرده است. (11)
اسلام نظر خاص بر شما بانوان دارد ، اسلام وقتى که ظهور کرد در جزیرةالعرب، بانوانحیثیتخودشان را پیش مردان از دست داده بودند ، اسلام آنها را سربلند و سرافراز کرد، اسلامآنها را با مردان مساوى کرد. عنایتى که اسلام به بانوان دارد بیشتر از عنایتى است که بر مرداندارد. (12)
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پىنوشتها:
1) صحیفه نور، ج 12، ص 148.
2) شرح چهل حدیث، ص 486 و 487.
3) شرح چهل حدیث، ص 126.
4) صحیفه نور، ج 17، ص 143.
5) صحیفه نور، ج 15، ص 199.
6) صحیفه نور، ج 16، ص 246.
7) صحیفه نور، ج 13، ص 219.
8) صحیفه نور، ج 15، ص 257.
9) صحیفه نور، ج 15، ص 237 و 238.
10) صحیفه نور، ج 9، ص 137.
11) صحیفه نور، ج 15، ص 232.
12) صحیفه نور، ج 13، ص 221.
نوشته شده توسط محمد صالحي در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 19:0 موضوع | لینک ثابت
مادر الماسی گرانبهاست که در روز ازل ، و روز اول خلقت به هر انسانی عطا شده. مادرم ! حضور تو آشیانه گرم کودکی و آرامش دوران جوانیام است. مادرم! وجودم را از محبت سیراب کردی، مرا پروراندی، عشق و ایثار و محبت را چون ذراتی
در نهادم رویاندی و در راه رشد من شکستی و به این شکستت افتخار کردی.
می دیدم که با آن خشم لبریز از مهربانی اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش می نشستم.
چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن.
تو تکهای از آسمانی، مهربانم که با سلامی در خیالم سبز میشوی و همیشه در ذهن خستهام بیهیچ گونه تکلفی مینشینی.
دلم میخواست تا آخر دنیا با تو باشم و گلهای سرخ عشق را به تو هدیه کنم
مادر بهشت من همه آغوش گرم توست
گویی سرم هنوز به بالین گرم توست
پیوسته در هوای تو چشمم به جستجو ست
هر لحظه با خیال تو جانم به گفتگوست

روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!
روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو دلواپسی!
روز مادر به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو ، بیداری!
روز مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد.
روز مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود. یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن.
آن جا که سخن از سختی ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بیان می دارد تا بلندای حق او بر فرزند، آشکار گردد.
او را که تنها پناه من است تمام قد دوست میدارم!
او که هرگز تحقیرم نکرده، احساسم را بیجواب نگذاشته، تنهاییام را پاسخ داده، در اوج ناامیدی امیدوارم کرده و بیکسی و ناتوانیام را هرگز به رخم نیاورده. او را با همه وجودم دوست میدارم.
نوشته شده توسط محمد صالحي در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 ساعت 20:48 موضوع | لینک ثابت
به زندگى پربار اما كوتاه فاطمه(علیهاالسلام) از ابعاد گوناگون مىتوان نگریست و از دیدگاههاى مختلف به نظاره نشست. آنچه در این نوشتار در پى آنیم «بررسى سیره تربیتى» آن حضرت است. به عبارتى دیگر زهرا(علیهاالسلام) را بر كرسى مادرى و در كلاس خانواده و در خدمت كودكانش مىنگریم.
الگوى تربیت:
تربیت(یعنى به فعلیت درآوردن همه استعدادهاى بالقوه انسان) كار بزرگ پیامبران و علت انگیزش و بعثت آنان تربیت است و تنها كسانى مىتوانند به حقیقت، این هنر را داشته باشند كه از چشمهسار زلال نبوت سیراب شده و از مكتب آنان درس گرفته باشند و حضرت فاطمه(علیهاالسلام) شاخسار درخت نبوت بلكه میوه آن درخت است از این روى در تربیت فرزند، بهترین الگو براى هر كسى است كه مىخواهد نقش پدرى یا مادرى خویش را به طور كامل اجرا كند و به درستى این وظیفهای سترگ بگذارد.
اكنون به نمونههایى از آموزههاى تربیتى زندگى حضرت زهرا(علیهاالسلام) اشاره مىكنیم:
آغاز تربیت:
نكته بسیار مهمى كه بسیارى از پدران و مادران بدان توجه ندارند این است كه تربیت كودك و نقشپذیرى او از نخستین لحظات زندگى او آغاز مىگردد و كودك از لحظات آغازین تولد، آماده پذیرش نقشها و درسهایى است كه از طرف پدر، مادر، نزدیكان و ... به او ارائه مىشود.
بسیارى از پدر و مادرها منتظر مىمانند تا سالیان اولیه زندگى به هر شكلى بگذرد تا در سالیان بعد به تربیت كودكان خود بپردازند اما از دستورات اسلامى و نیز از سیره تربیتى حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) مىآموزیم كه پس از تولد و در اولین فرصتها باید زمزمه توحید در گوش كودكان طنینانداز شود.
وقتی هنگام ولادت كودك حضرت فاطمه(علیهاالسلام) فرا رسید، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به اسماء بنت عمیس و امسلمه فرمود: نزد فاطمه بروید و وقتی كودكش به دنیا آمد در گوش راستش اذان گویید و در گوش چپ او اقامه بگویید زیرا با هر كودكى كه اینگونه رفتار شود از شیطان ایمن مىماند.
یكى دیگر از این آموزشهاى روزهاى آغازین زندگى لالایىهاى فاطمه(علیهاالسلام) است. لالائى كه معمولا همراه با در آغوش كشیدن كودك گفته مىشود بهترین داروى آرامشبخش براى روان لطیف كودك است.
بدون شك پرآرامشترین لحظات زندگى انسان و آسایشمندترین دقایق زندگى همان لحظهها و دقیقههایى است كه كودك همراه با آهنگ قلب مادر و با آواى مهرآمیز او آرامآرام به خواب مىرود اگر در این لحظات درسهاى ایمان و معرفت، جهاد و مبارزه و انسانیت و اخلاق به كودك داده شود بدون شك چونان نقشى بر سنگ در ضمیر ناخودآگاه او جاى گرفته و سرلوحه زندگى فرداى او خواهد بود.
نامگذارى:
انسان در آغاز زندگى تابلویى را بر دوش مىگیرد كه تا آخرین لحظات زندگى با آن تابلو و علامت شناخته مىشود و آن نام كودك است. اگر هر كشورى براى معرفى خویش پرچمى ویژه دارد. نام كودك پرچمى است كه بر فراز قله شخصیت كودك و در كشور زندگى او برافراشته مىشود از این روى اسلام بر انتخاب نام زیبا تاكید بسیار كرده است و توجه به معانى و اثرات جانبى اسمها را یادآور شده است.
متاسفانه در برخى موارد پدران یا مادران یا حتى خویشان دور و نزدیك بدون توجه به بار فرهنگى اسامى تنها و تنها سعى در اعمال سلیقه و تحمیل پسند خویش نسبتبه كودك تازه به دنیا آمده دارند و گاه صحنه نامگذارى به میدان كارزارى مىماند كه هر كسى سعى مىكند طرف مقابل را مغلوب ومنكوب كند اكنون به نامگذارى كودكان زهرا(علیهاالسلام) دقت كنیم. چگونه او با تمام قدرت علمى و توان معرفتى خویش براى تعیین نام كودك پیشقدم نشده و از على(علیه السلام) مىخواهد كه او نام كودك را تعیین كند و على(علیه السلام) هم بر پیامبر اكرم و پدربزرگ كودكان پیشى نمىگیرد و انتخاب نام كودك را به او واگذار مىكند. و چون داورى به رسول خدا واگذار مىشود، او كه شخصیت كودكان فاطمه(علیهاالسلام) را شخصیتى ملكوتى و آسمانى مىبیند براى اسم آنان نیز منتظر سروش غیبى مىشود. دقتكنیم:
جابر بنعبدالله انصارى مىگوید: چون امام حسن(علیه السلام) متولد شد فاطمه(علیهاالسلام) به على(علیه السلام) گفت: یا على برایش نامى انتخاب كن. على(علیه السلام) فرمود: هرگز به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در نامگذارى فرزندم سبقت نخواهم جست، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وارد خانه فاطمه(علیهاالسلام) شد و كودك را گرفت و بوسید و سپس دهان خود را بر دهان او گذارد ... سپس در گوش راستش اذان گفت و در گوش چپش اقامه آن گاه روى به على كرده فرمود: چه نامى برایش برگزیدهاى؟ على(علیه السلام) عرض كرد: هرگز بر شما پیشى نمىگیرم!
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: من نیز بر خداى خویش پیشى نمىگیرم! پس خدا به جبرئیل فرمود: فرود آى و محمد را از جانب ما سلام و تهنیت گوى، و به او بگوى كه خدایت مىفرماید نام فرزند تو همسان نام فرزند هارون (جانشین و برادر حضرت موسى(علیه السلام)) باید باشد، پیامبر پرسید: نام پسر هارون چیست؟ جبرئیل پاسخ داد: شبر. پیامبر فرمود: به عربى چه نامیده مىشود و جبرئیل پاسخ داد: حسن. پیامبر نام كودك را حسن گذاشت.
در جریان نامگذارى حضرت زینب سلام الله علیها هم جریان اینگونه بود.
چون زینب به دنیا آمد، رسول خدا صلى الله علیه و آله به سفرى رفته بود. فاطمه(علیهاالسلام) به على عرض كرد: یا على! اسمى براى دخترت برگزین! على فرمود: فاطمه! صبر كن تا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از سفر برگردد. پس از گذشتسه روز پیامبر از سفر برگشت و به خانه فاطمه وارد شد. على(علیه السلام) عرض كرد: اى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خداوند به دخترت فاطمه دخترى عنایت كرده است اكنون نام او را برگزین. رسول اكرم فرمود: دخترم نوزادت را بیاور. زینب را به محضرش بردند او را در آغوش گرفت و صورتش را به صورت كوچك زینب نهاد و با صداى بلند گریست; تا آنجا كه اشك بر گونههایش جارى شد. زهرا(علیهاالسلام) گفت: پدر جان چشمانت گریان مباد چرا مىگریى؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: دخترم این كودك پس از تو و من به مشكلات و امتحانات بسیارى گرفتار خواهد شد و مصیبتهاى بزرگى خواهد دید.
آنگاه فرمود: اولاد فاطمه فرزندان خودم هستند ولى براى نامگذارى این دختر منتظر سروش آسمانى مىمانم. در این هنگام جبرئیل فرود آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! خداى سلامت مىرساند و مىگوید نام این كودك را زینب بگذار زیرا ما او را در لوح محفوظ زینب نام نهادهایم.
توجه به حفظ و سلامت كودك:
یكى از مهمترین دغدغههاى ذهنى و دلهرههاى همیشگى پدر و مادر حفظ و سلامت كودك است. آنان براى حفاظت و سلامت كودك از هیچ كوششى دریغ نمىكنند تا آنجا كه گاه سلامت خویش را نیز در این راه به خطر مىاندازند.
براى تامین سلامت و حفظ كودك از بیمارىها، خطرات و مشكلات راههاى مختلفى وجود دارد. پدر و مادر آگاه سعى مىكنند در كنار توجه به مسائل مهمى همچون رعایت بهداشت، تغذیه سالم و كامل، بررسى رشد طبیعى كودك و مواظبت دقیق در مقابل خطرات و حوادث تنها به همین مسائل اكتفا نكنند بلكه براى حفظ و سلامت و سعادت كودك از راههاى دیگرى هم كه اسلام پیشنهاد كرده است، بهره جویند. برخى از این راهها صدقه دادن براى كودك و عقیقه كردن براى اوست. این نكته در زندگى حضرت زهرا(علیهاالسلام) مورد توجه كامل قرار گرفته است.
امام صادق(علیهالسلام) فرمود: حضرت فاطمه(علیهاالسلام) هر دو پسرش را عقیقه كرد و در روز هفتم تولدشان موى سر آنان را تراشید و به اندازه وزن آن پولهاى نقره، صدقه داد.
و در روایتى دیگر اضافه فرمود: فاطمه زهرا(علیهاالسلام) حسن و حسین را عقیقه نمود و به خانم قابلهاى كه در تولد آنان كمك كرده بود یك ران گوسفند و یك سكه طلا هدیه داد.
از مهمترین نكاتى كه در زندگی كودكان نقشى بس با اهمیت دارد و گاه رعایت نكردن آن صحنههاى بسیار دردناك و ناراحتكنندهاى مىآفریند، تبعیض در محبت به كودكان است.
برخى پدران و مادران به تصورى ناصحیح، گمان مىكنند اختیار اظهار احساسات خود و اختیار فرزندان و اموال خویش را دارند و از این روى مىتوانند به هر كس خواستند ببخشند و از هر كس خواستند دریغ كنند. و به هر كس خواستند و به هر مقدارى كه دلشان خواست اظهار محبت و ابراز احساسات كنند و از این روى به برخى كودكان خود توجه ویژهاى مىكنند، اظهار محبت بیشتر، توجه زیادتر، كمكهاى مالى و هدیههاى فراوانتر به برخى كودكان نمونههاى بارز این تبعیض در محبت است.
آنان با این كار تخم دشمنى و كینه و حسادت را در دل پاك كودكان مىكارند و چه میوههاى تلخ و ناگوار و چه حاصلى شوم به دست مىآورند.
در این رابطه روایات بسیارى رسیده است ما تنها به دو روایت اشاره كرده سپس به این نكته مهم در زندگى حضرت زهرا(علیهاالسلام) توجه مىكنیم.
امام صادق(علیهالسلام) فرمود: پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مردى را دید كه دو پسر داشت یكى را بوسید و دیگرى را نبوسید. رسول اكرم به او اعتراض كرده فرمود: چرا بین آن دو به تساوى رفتار نكردى؟
امام باقر(علیهالسلام) فرمود: به خدا سوگند برخى فرزندانم را بر روى زانویم مىنشانم و بسیار به او محبت نموده از او تشكر مىكنم با این كه حق با فرزند دیگرم هست ولى براى حفاظت همان فرزند (كه حق با اوست) و نیز حفاظت سایر فرزندانم این كار را انجام مىدهم تا برادران آنگونه كه با یوسف رفتار كردند با وى رفتار نكنند.
علامه مجلسى مىگوید: حسن و حسین(علیهماالسلام) در كودكى خط مىنگاشتند. امام حسن به امام حسین(علیهماالسلام) رو كرد و گفت: خط من از خط تو بهتر است. و امام حسین(علیهالسلام) گفت: نه خط من از خط تو نیكوتر است.
پس هر دو نزد مادرشان رفتند و گفتند: مادر، بین ما داورى كن. فاطمه(علیهاالسلام) نخواست یكى را بر دیگرى برترى داده و یكى را برنجاند از این روى گفت: از پدرتان سؤال كنید. آنان نزد پدر آمدند اما امیرالمؤمنین(علیهالسلام) نیز نخواست یكى را برترى دهد و دیگرى را آزردهخاطر نماید فرمود: از جدتان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بپرسید. و چون آن دو نزد پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) آمدند. او فرمود: من داورى نمىكنم ...
تا این كه بالاخره بنا شد حضرت فاطمه(علیهاالسلام) مجددا بین آنها داورى كند در اینجا حضرت شیوه بسیار زیبا و هنرمندانهاى را انتخاب كرد، تا ضمن پایان گرفتن ماجرا هیچكدام ناراحت نشده و ضربه عاطفى نبینند. ایشان فرمود: من گردنبندى دارم كه داراى چند گوهر است. اكنون بند آن را مىگشایم و آن گوهرها بر زمین مىریزد شما گوهرها را از زمین برگیرید، هر كس تعداد بیشترى گوهر بدست آورده باشد خط او نیكوتر است.
-----------------------------------------------------------------------------------------
منبع:
برگرفته از ماهنامه كوثر ش 7 ، سید محمود مدنى بجستانى .
نوشته شده توسط محمد صالحي در شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت 20:20 موضوع | لینک ثابت
هنگامى كه روح انسان قوى شود، و پرتوى از صفات الهى در جان او بیفتد، و به مقام قرب او نائل گردد، ارادهاش «به فرمان خدا»، در جهان تكوین اثر مىگذارد و آنچه را او مىخواهد همان مىشود.
این همان ولایت تكوینى است كه اولیاء الله از آن برخوردار بودند، این همان چیزى است كه سرچشمه كرامات مختلف است و معجزات انبیاء است، حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) از عنایت الهى سهم وافرى داشت
و روایت زیر شاهد این مدعاست:
بسیارى از مفسران اهل سنت مانند «زمخشرى» در «كشاف» و «سیوطى» در «درالمنثور» در ذیل آیه شریفه:
«كلما دخل علیها زكریا المحراب و جد عندها رزقا قالت أنّى لك هذا قالت هو من عندالله یرزق من یشأ بغیر حساب»(آل عمران/37)؛ «هر زمان زكریا وارد محراب مریم مىشد غذاى مخصوصى در آنجا مىدید، از او مىپرسید این را از كجا آوردها ى؟! و او مىگفت: این از ناحیه خدا است، خداوند هر كس را بخواهد بى حساب روزى مىدهد.»
از «جابر بن عبدالله» نقل كردهاند كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) چند روز بود غذایى نخورده بود، و كار بر او مشكل شد، و به منزل همسرانش سر زد هیچ كدام غدایى نداشتند، سرانجام به سراغ دخترش فاطمه (سلام الله علیها) آمد و فرمود: دخترم غذایى دارى من تناول كنم زیرا گرسنهام؟
پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: دخترم! این را از كجا آوردهاى؟!
عرض كرد: «هو من عندالله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب»؛ «این از سوى خدا است، خداوند به هر كس بخواهد بى حساب روزى مىدهد!»
عرض كرد: بخدا سوگند نه. هنگامى كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از نزد او خارج شد، زنى از همسایگان دو قرص نان و مقدارى گوشت براى فاطمه(علیهاالسلام) هدیه آورد، و او آن را گرفت و در ظرفى گذاشت و روى آن را پوشاند و گفت: به خدا سوگند پیامبر را بر خودم و فرزندانم مقدم مىدارم!
و این در حالى بود كه همه گرسنه بودند.
حسن و حسین را به سراغ پیامبر(علیهمالسلام) فرستاد و از او دعوت كرد به خانه بیاید، عرض كرد فدایت شوم چیزى خداوند براى ما فرستاده است و من آن را براى شما ذخیره كردهام.
پیامبر اکرم فرمود: بیاور، و او ظرف غذا را نزد حضرت آورد، هنگامى كه پیغمبر سر ظرف را برداشت مملو از نان و گوشت بود، هنگامى كه فاطمه آن را دید در تعجب فرو رفت، و فهمید این نعمت و بركتى است از سوى خدا، شكر او را بجا آورد و بر پیامبر درود فرستاد.
پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: دخترم! این را از كجا آوردهاى؟!
عرض كرد: «هو من عندالله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب»؛ «این از سوى خدا است، خداوند به هر كس بخواهد بى حساب روزى مىدهد!»
رسول خدا شكر خدا را بجا آورد و این جمله را فرمود:
«الحمدالله الذى جعلك شبیهة بسیدة نساء بنى اسرائیل»؛ شكر مىكنم خدایى را كه تو را شبیه مریم بانوى زنان بنى اسرائیل قرار داد هنگامى كه روزى خوبى نصیب او مىشد از او سؤال مىكردند این از كجاست؟ مىگفت: از نزد خدا است؛ «ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب.»
سپس پیامبر اکرم به دنبال حضرت على(علیهالسلام) فرستاد، او آمد، و همگى از آن غذا خوردند، و بقیه همسران پیامبر نیز خوردند و همه سیر شدند، و هنوز ظرف غذا پر بود!
حضرت فاطمه(علیهاالسلام) مىگوید: من از آن براى تمام همسایگان فرستادم و خدا در آن بركت و خیر زیادى قرار داد.
و این نمونهاى از كرامات آن بانوى بزرگوار بود.
--------------------------------------------------------------------------------
منبع:
برگرفته از کتاب برترین بانوى جهان فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، آیة الله مكارم شیرازى .
نوشته شده توسط محمد صالحي در شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت 20:0 موضوع ::.کرامات حضرت فاطمه(س) | لینک ثابت
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در سال پنجم بعثت، که سال ولادت فرزندش بود؛ در سختترین شرائط و حالات به سر مىبرد.
اسلام منزوى بود، و مسلمانان اندك نخستین، شدیداً تحت فشار .
محیط مكه بر اثر شرك و بت پرستى و جهل و خرافات و جنگهاى قبایل عرب و حاكمیت زور و بینوایى تودههاى مردم، تیره و تار بود.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) به آینده مىاندیشید، آیندهاى درخشان از پشت این ابرهاى سیاه و ظلمانى، آیندهاى كه با توجه به اسباب عادى و ظاهرى بسیار دوردست و شاید غیر ممكن بود.
در همین سال حادثه بزرگى در زندگى پیامبر رخ داد، به فرمان خدا براى مشاهده ملكوت آسمانها به معراج رفت، و به مصداق «لنریه من آیاتنا الكبرى» آیات عظیم پروردگار در پهنه بلند آسمان را با چشم خود دید، و روح بزرگش بزرگتر شد، و آماده پذیرش رسالتى سنگینتر، توأم با امید بیشتر .
در روایتى از اهل سنت و شیعه - كه هر دو بر آن تأكید دارند - مىخوانیم: پیامبر(صلی الله علیه و آله) در شب معراج از بهشت عبور مىكرد، جبرئیل از میوه درخت طوبى به آن حضرت داد، و هنگامى كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) به زمین بازگشت نطفه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از آن میوه بهشتى منعقد شد.
لذا در حدیث مىخوانیم كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) فاطمه (سلام الله علیها) را بسیار مىبوسید، روزى همسرش عایشه بر این كار خرده گرفت، كه چرا این همه دخترت را مىبوسى؟!
پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جواب فرمود:
«من هر زمان فاطمه را مىبوسم، بوى بهشت را از او استشمام مىكنم.»
و به این ترتیب این مولود بزرگ از عصاره پاك میوههاى بهشتى و از پدرى همچون پیامبر(صلی الله علیه و آله)، و مادر ایثارگر و فداكارى همچون «خدیجه» در روز بیستم جمادى الثانى گام به دنیا نهاد، و طعن و سرزنشهاى مخالفین كه پیامبر را بدون «نسل جانشین» مىپنداشتند، همگى نقش بر آب شد، و به مضمون سوره «كوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پیامبر و ائمه هدى و خیر كثیر در طول قرون و اعصار، تا روز قیامت شد.
این بانوى بهشتى نامهایی داشت كه هر كدام از دیگرى پر معنىتر بود: 1- فاطمه، 2- صدیقه، 3- طاهره، 4- مباركه، 5- زكیه، 6- راضیه، 7- مرضیه، 8- محدثه، 9- زهرا و هر یك بیانگر اوصاف و بركات وجود پربركت او است.
همین بس كه در نام معروفش «فاطمه» بزرگترین بشارت براى پیروان مكتبش نهفته است، چرا كه «فاطمه» از ماده «فطم» به معنى جدا شدن، یا باز گرفتن از شیر است، و طبق حدیثى كه از پیامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) روایت شده به امیر مؤمنان على(علیه السلام) فرمود:
«مى دانى چرا دخترم، فاطمه نامیده شد؟
عرض كرد: بفرمائید.
فرمود: براى آن كه او و شیعیان و پیروان مكتبش از آتش دوزخ باز گرفته شدهاند!»
از میان نامهاى او نام «زهرا» نیز درخشندگى و فروغ خاصى دارد، از امام صادق(علیه السلام) پرسیدند: چرا فاطمه را «زهرا» مىنامند؟
فرمود: «زیرا زهرا به معنى درخشنده است و فاطمه چنان بود كه چون در محراب عبادت مىایستاد، نور او براى اهل آسمانها پرتو افكن مىشد، همانگونه كه نور ستارگان براى اهل زمین [پرتو افكن است]، لذا زهرا نام نهاده شد.»
هنگامى كه خدیجه زنى با شخصیت و معروف به بزرگى بود، با پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) ازدواج كرد زنان مكه با او قطع رابطه كردند، و گفتند: او با جوان تهیدست و یتیمى ازدواج كرده و شخصیت خود را پائین آورده است!
این وضع همچنان ادامه یافت تا این كه خدیجه باردار شد و جنینش كسى جز فاطمه زهرا نبود.
به هنگام وضع حمل به سراغ زنان قریش فرستاد و از آنها خواست كه در این ساعات حساس و پردرد و رنج به یارى او بیایند و تنهایش نگذارند، اما او با این پاسخ سرد و دردآلود روبرو شد كه:
«تو سخن ما را گوش نكردى، با یتیم ابوطالب كه مالى نداشت ازدواج نمودى، ما نیز به كمك تو نخواهیم شتافت!»
خدیجه با ایمان، از این پیام زشت و بى معنى سخت غمگین شد، اما در اعماق دلش نور امیدى درخشید كه خدایش او را در این حال تنها نخواهد گذاشت.
لحظات سخت و بحرانى وضع حمل آغاز شد، او در محیط خانه تنها بود، و زنى كه او را كمك كند وجود نداشت، قلب او فشردهتر مىشد، و امواج خروشان بى مهریهاى مردم روح پاكش را آزار مىداد.
ناگهان برقى در افق روحش درخشید، چشم بگشود و چهار زن را نزد خود دید، سخت نگران شد. یكى از آن چهار زن صدا زد:
نترس و غمگین مباش. پروردگار مهربانت ما را به یارى تو فرستاده است ما خواهران توایم.
من سارهام!
و این یك آسیه همسر فرعون است كه از دوستان تو در بهشت خواهد بود.
آن دیگری مریم دختر عمران، و این چهارمى را كه مىبینى دختر موسى بن عمران، كلثوم است!
ما آمدهایم كه در این ساعت یار و یاور تو باشیم.
و نزد او ماندند تا فاطمه بانوى اسلام دیده به جهان گشود.
آرى به مصداق:
ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائكة الا تخافوا ولاتحزنوا»؛ كسانى كه بگویند پروردگار ما الله است، فرشتگان بر آنها نازل مىشوند و مىگویند نترسید و اندوهى به خود راه ندهید.»
در اینجا نیز علاوه بر فرشتگان، ارواح زنان با شخصیت جهان به یارى خدیجه با ایمان و پر استقامت شتافتند.
تولد این مولود خجسته آنچنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) را خشنود كرد كه زبان به مدح و ثناى پروردگار گشود، و زبان بدخواهان كه او را ابتر مىخواندند، براى همیشه كوتاه شد.
خداوند مژده این مولود پربركت را در سوره كوثر به پیامبرش داد و فرمود:
انا اعطیناك الكوثر، فصل لربك وانحر، ان شانئك هو الابتر»؛ ما سرچشمه جوشان خیر كثیر را به تو بخشیدیم، اكنون كه چنین است، براى پروردگارت نماز بجاى آور و تكبیر گو! مسلماً دشمن تو، ابتر است!
---------------------------------------------------------------------------------------------
منبع:
برگرفته از کتاب برترین بانوى جهان فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، آیة الله مكارم شیرازى .
نوشته شده توسط محمد صالحي در شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت 18:58 موضوع ::.ولادت و دوران كودكي.:: | لینک ثابت
شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه(س) بر محضر امام زمان(عج) و تمامی شیعیان جهان تسلیت باد.
در ايام بيماري ، فاطمه (عليها السلام) روزي امام علي (عليه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصي خويش قرار داد و به آن حضرت وصيت نمود كه پس از وفاتش ، فاطمه (عليها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه كفن نمايد و شبانه دفن كند و احدي از کساني كه در حق او ستم روا داشته اند ، در مراسم تدفين و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

شهادت:
سرانجام روز سوم جمادي الثاني سال يازدهم هجري فرا رسيد. فاطمه (عليها السلام) آب طلب نموده و بوسيله آن بدن مطهر خويش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه اي نو پوشيد و در بستر خوابيد و پارچه اي سفيد به روي خود کشيد ؛ چيزي نگذشت که دخت پيامبر ، بر اثر حوادث ناشي از هجوم به خانه ايشان ، دنيا را ترک نموده و به شهادت رسيد ؛ در حاليكه از عمر مباركش بنا بر مشهور ، 18 سال بيشتر نمي گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در اين دنيا زندگي نمود.
فاطمه (عليها السلام) در حالي از اين دنيا سفر نمود كه بنا بر گفته معتبرترين كتب در نزد اهل تسنن و همچنين برترين كتب شيعيان ، از ابابكر و عمر خشمگين بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت ؛ و طبيعي است كه ديگر حتي تأسف ابي بكر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (عليها السلام) سودي نخواهد بخشيد.
زیان نرساندن آتش به بدن فاطمه علیها السلام:
انس میگوید: حجاج بن یوسف از این حدیث که عایشه دیده بود فاطمهعلیها السلام با دستخود، غذای داغ دیگ را به هم میزند، پرسید. گفتم: بله، عایشه بر فاطمه زهراعلیها السلام وارد شد در حالی که غذا برای حسنینعلیهما السلام آماده میکرد، ظرف غذا کاملا میجوشید، دید فاطمه با دستخود (بدون هیچ وسیلهای) دیگ جوشان را به هم زد، عائشه هراسان و فریاد زنان نزد پدر خود (ابوبکر) رفت، ماجرا را تعریف کرد، ابوبکر گفت: این صحنه را کتمان کن [و با کسی مطرح نکن] زیرا امر بسیار بزرگی است.
این خبر به پیامبرصلی الله علیه وآله رسید، حضرت بالای منبر رفت، بعد از حمد و ثنای الهی، فرمود: ماجرای دیگ و آتش فاطمه زهرا را خیلی بزرگ و عجیب تلقی میکنند ... .
«لقد حرم الله عزوجل النار علی لحم فاطمة ودمها وعصبها وشعرها وفطم من النار ذریتها وشیعتها... الویل ثم الویل، الویل، لمن شک فی فضل فاطمة ;خداوند آتش را بر گوشت و خون و رگ و موی زهرا حرام نموده است (هرگز به او زیانی نمیرساند) و شیعیان و فرزندان او را از آتش [جهنم] به دور داشته است... . وای بر شما، خشم و عذاب خدا بر کسی که در فضیلت فاطمه شک کند.»
این نوع کرامت، ریشه قرآنی هم دارد، چرا که خداوند آتش را بر ابراهیمعلیه السلام سرد و گلستان قرار داد، «یا نار کونی بردا وسلاما علی ابراهیم»پس بعدی ندارد که بدن فاطمه را که انبیاء به او توسل جستهاند، بر آتش حرام گرداند.
نوشته شده توسط محمد صالحي در چهارشنبه ششم خرداد 1388 ساعت 19:45 موضوع ::.شهادت.:: | لینک ثابت

با سلام خدمت شما بینندگان محترم وبلاگ ریحانه ی عشق :
امروز اومدم تا یه خبری رو به شما بگم؛
وبلاگ ریحانه ی عشق به لطف خداوند متعال و ائمه ی اطهار(علیهم السّلام) و همچنین حضرت زهرا(س) و شما بینندگان محترم توانست در مسابقه ی وبلاگ نویسی بسیج دانش آموزی حائز رتبه ی سوم گردد.

نویسنده ی وبلاگ این موفقیّت را به همه ی شما بینندگان محترم تقدیم می نماید.
همچنین اگر مایل باشید می توانید پیام تبریک خود را قسمت نظرات به ما اعلام نمایید که با این کار ما را خوشحال می کنید.
اگر دوست داشته باشید می توانید لینک این مسابقه و اعلام برندگان را از آدرس زیر ملاحظه فرمایید.
::. برندگان مسابقه ی وبلاگ نویسی « میلاد کوثر تا میلاد حیدر» اعلام شد.::
نوشته شده توسط محمد صالحي در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 ساعت 20:20 موضوع | لینک ثابت

عظمت حضرت زهرا علیهاالسلام در آیه ي «نور»:
خدا در قرآن میفرماید:
«الله نور السّماوات و الارض، مثل نوره کمشکوة فیها مصباح، المصباح فی زجاجة، الزجاجة کانّها کوکب درّی... »(1)؛ خدا نور آسمانها و زمین است. وصف نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی پرفروغ باشد. آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفّاف و درخشنده، همچون اختری فروزان ... .
«حافظ ابن مغازلی شافعی» در کتاب مناقب از «علی بن جعفر» آورده است که گفت:
من از حضرت کاظم علیه السلام در مورد تفسیر آیه شریفه پرسیدم که؛ «کمشکوة فیها مصباح» چه پیام و مفهومی دارد؟
آن حضرت فرمود: منظور از واژه «مشکوة» دخت پیامبر، «فاطمه» است و واژه «مصباح» دو نور دیدهاش حسن و حسین هستند.

آنگاه از «کانّها کوکب دریّ» پرسیدم که فرمود:
فاطمه در میان زنان گیتی بسان اختری نورافشان است.
سپس از «یکاد زیتها یضیء» پرسیدم که فرمود: او در دانش و بینش چنان است که چیزی نمانده است که همه علوم و دانشها، از او سرچشمه بگیرد.
و نیز از پیامبر آوردهاند که فرمود: «... و نور ابنتی فاطمة من نور الله...»(2) ؛ نور دخت گرانمایهام فاطمه از نور خداست.
پي نوشت ها:
1- سوره 24، آیه 35.
2- بحارالانوار، ج 15، ص10.
منبع:
کتاب فاطمة الزهرا؛ از ولادت تا شهادت، آیة الله فقید سید محمدکاظم قزوینی، ترجمه علی کرمی.
نوشته شده توسط محمد صالحي در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 20:50 موضوع | لینک ثابت

حديث «لوح»:
در اصول کافی از ابی بصیر، و او هم از ششمین امام نور امام صادق علیه السلام آورده است که:
پدرم به «جابر بن عبدالله انصاری» فرمود: من با شما کاری دارم. هر گاه برایت ممکن شد بگو تا ساعتی با هم تنها باشیم و من سوال خویش را مطرح کنم.
جابر گفت: چه وقت برای شما بهتر است؟ و آنگاه روزی قرار دیدار نهاده شد، و پدرم به جابر فرمود: هان ای جابر! از لوحی که در دست مادرم فاطمه، دخت گرامی پیامبر دیدی و آنچه آن حضرت در مورد آن فرمود، به من خبر ده.
جابر گفت: به خدا سوگند که من در زمان پیامبر به سرای مادرت فاطمه - صلوات الله علیها - وارد شدم و به مناسبت ولادت امام حسین علیهالسلام به ایشان تبریک گفتم و در دست او لوح سبزرنگی دیدم که گویی زمّرد بود و در آن نوشته سفیدرنگی دیدم که به درخشندگی خورشید مینمود.
به آن حضرت گفتم: پدر و مادرم فدایتان باد! این لوح چیست؟
فرمود: این لوحی است که خدا آن را به پیام آورش ارمغان داد و در آن نام بلندآوازه پدر و همتای زندگیم و دو فرزندانم، حسن و حسین و نام جانشینان آنان از فرزندان من، یکی پس از دیگری آمده است. این را پدرم به من هدیه فرمود تا در این مورد مژدهام دهد.
جابر میافزاید: آن لوح را از مادرتان فاطمه گرفتم و در آن نگریستم و ضمن خواندن آن، از آن نسخهبرداری نمودم.
پدرم امام باقر علیه السلام فرمود: جابر! آیا ممکن است آن نسخه را به من نشان دهی؟
گفت: آری
پدرم به همراه جابر به منزل او رفتند و او آن نسخه را از جلد مخصوصی که در آن نگهداری مینمود، بیرون آورد.
پدرم فرمود: جابر! اینک به نامهات بنگر تا من آن را از حفظ بخوانم. جابر به نسخه خویش مینگریست و پدرم از آغاز تا آخر آن را بدون این که یک حرف کم و یا زیاد شود، درست خواند، و او شگفتزده گفت: به خدا سوگند من نوشته آن لوح را همینگونه یافتم که شما خواندید.
منبع:
کتاب فاطمة الزهرا؛ از ولادت تا شهادت، آیة الله فقید سید محمدکاظم قزوینی، ترجمه علی کرمی.
نوشته شده توسط محمد صالحي در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 21:21 موضوع | لینک ثابت
نوع دستورهایى كه اسلام به زن و مرد مىدهد، در عین حال كه یك راه مشتركى براى هر دو قائل است ولى راه مخصوص را هم از نظر دور نمىدارد، وقتى احترام به پدر و مادر را بازگو مىكند، براى گرامى داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه و بالاستقلال طرح مىكند. قرآن كریم مىفرماید:
(اِمّا یَبلُغَنّ عِندك الكِبَر احَدُهُما او كِلاهما فلا تَقُل لهما اُفٍ و لا تَنهَرهُما و قُل لَهُما قولاٌ كریماٌ) (1)
"اگر یكى از آن دو یا هر دو، در كنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى «اوف» مگو و به آنها پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى." و در جایی دیگر مىفرماید:
ما سفارش كردیم به انسان كه احسان را نسبت به پدر و مادر فراموش نكند: (و وصّینا الانسانَ بِوالدیهِ احساناٌ) (2)
و انسان را نسبتبه پدر ومادرش به احسان سفارش كردیم. (وقَضى ربُّك الاّ تعبُدوا الا ایاهُ و بالوالدَینِ احسانا (3)
پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستید و به پدر ومادر خود احسان كنید. و در جاى دیگر احسان به پدر ومادر را در كنار عبادت حق یاد مىكند:
(انِ اشكُر لی و لِوالدیكَ) (4) شكرگزار من و پدر و مادرت باش.

اما با همه این تجلیلهاى مشترك، وقتى مىخواهد از زحمات پدر و مادر یاد كند، از زحمت مادر سخن مىگوید، نه از زحمت پدر، آنجا كه مىفرماید:
(و وصّینا الانسانَ بِوالدیه احساناٌ حَملتهُ امُّه كرهاٌ و وضَعته كرها وحَملُه و فِصالُه ثلاثون شهرا) (5)
زحمات سى ماهه مادر را مىشمارد، كه: دوران باردارى، زایمان، و دوران شیرخوارگى براى مادر دشوار است. و همه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذكر مىكند. قرآن كریم به هنگام یادآورى زحمات حتى اشارهاى هم به این موضوع ندارد كه: پدر زحمت كشیده است.بنابراین، آیات قرآن كه در مورد حق شناسى از والدین آمده است بر دو قسم است: یك قسم حق شناسى مشترك پدر و مادر را بیان مىكند و قسم دیگر، آیاتى است كه مخصوص حق شناسى مادر است، قرآن كریم اگر درباره پدر حكم خاصى بیان مىكند فقط براى بیان وظیفه است، نظیر:
(وعلى المولودِ له رزقُهُنَّ و كِسوَتُهُنَّ بِالمَعروف) (6)
خوراك و پوشاك مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.ولیكن هنگامى كه سخن از تجلیل و بیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذكر مىكند.
1- اسراء، 23.
2- احقاف، 15.
3- اسراء، 23.
4- لقمان، 14.
5- احقاف، 15.
6- بقره، 233.
جوادى آملى ، عبدالله، زن در آینه جلال و جمال، ص 177
نوشته شده توسط محمد صالحي در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 20:20 موضوع | لینک ثابت
فاطمه ای طلیعه عشق! ای بهانه هستی! ای عصاره وجود رسول(ص)! پیش از تو خدای عالم، بهانه ای برای آفریدن نداشت. عشق بی معنا مانده بود. فخر، فروتنی، بزرگی، آبرو، زیبایی و كمال همه واژه هایی تهی، بی فروغ و بی نشان بودند. تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا كردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛ فروتنی در مكتب تو درس افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از تو آبرو گرفت؛ زیبایی را تو زینت بخشیدی؛ و ... بالاخره كمال نیز بواسطه تو تكامل پذیرفت. گاه شكفتن تو، لبخند رضایت بر لبان خدا جاری بود، فرشتگان هل هله كنان شعر سرور می سرودند، عالم غرق در اشتیاق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمی گنجید. مانده ام از تو چه بگویم؟ چگونه بگویم؟ كه قلم درمانده از ستایش توست؛ تویی كه: تجلّی خدایی و خدای تجلّی؛ كه تمام حسنی و حسن تمام؛ كه دخت یكتای رسولی و یكتا دخت رسول؛ كه كوثر حقیقتی و حقیقت كوثر؛ كه چشم روشن رسولی و روشنای چشم رسول (ص)؛ كه محبوبترین همسری و همسر محبوبترین؛ كه فخر كمالی و كمال فخر؛ كه تجسّم عصمتی و عصمت مجسّم؛ كه حقیقت ژرفی و ژرفای حقیقت؛ كه طهارت محضی و محض طهارت؛ كه ...
تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا كردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛ فروتنی در مكتب تو درس افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از تو آبرو گرفت. تاریخ هرگز از یاد نخواهد برد آن بامداد رؤیایی،آن پگاه شگرف كه تو در وجود آمدی، گاه شكفتن تو، لبخند رضایت بر لبان خدا جاری بود، فرشتگان هل هله كنان شعر سرور می سرودند، عالم غرق در اشتیاق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمی گنجید، كودكان شادمانه این و آن سو می پریدند. زنان، بر مادر تو، خدیجه، رشک می بردند. و اینك... تو آن ماه تمامی كه روزی از مشرق سرزمین وحی درخشیدن گرفتی و امروز عالمیان همچنان سرگشته و سرمست از حضور شكوهمند تو... 
نوشته شده توسط محمد صالحي در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 13:5 موضوع | لینک ثابت
در این جا و در پهنه دشت سجاده ها می توان رویش گل های یاس و نسترن را به نظاره نشست. این جا، در نیایشگاهی که حریری از سکوت و هاله ای از تسلیم ، تو را به خود فرا می خواند، می توان آوای خوش جبرییل را شنید و عطر دست های محمد(ص)، این آخرین پیامبر الهی را استشمام کرد. با خود می گویی که راز و رمز این معراج چیست؟ چگونه می توان به یک آسمان باور پاک و حقیقت ناب عروج کرد؟ در پی پاسخی هر چند ناتمام و به اندازه عقل بشر هستی، می یابی آن را، می یابی اگر جویا باشی.
در این جا با خود می اندیشی که بر روی سجاده نیاز و پس از پایان هر نماز، تسبیحی تو را به سوی خود می خواند و تسبیح در دستان تو جای می گیرد و دانه های آن با انگشتان تو آشنا می شوند. این ملاقات همه روزه، تو را به یک " عادت" مبتلا ساخته بود. اینک اما باید صندوقچه اسرار را بازگشایی تا حقیقت بر تو آشکار گردد.
به یاد می آوری که بزرگی می گفت: روزی که فاطمه زهرا(س) از کار روزانه خسته می شد و دستان همیشه به دعا بسته اش، پینه می بست، به اطاعت از علی (ع)، قهرمان محراب و میدان- به سوی پدر روان می شود و از سختی کار منزل برای او درد دل می کند. وا گویه های فاطمه، دل دریایی پدر را می سوزاند و در پاسخ به درخواست او که کنیزی می خواست تا یاری گر او در امور خانه باشد، می فرماید:
" آیا چیزی را به شما نیاموزم که بهتر از هر خدمت کاری باشد؟! پس آن را از من فرا گیرید. سی و چهار مرتبه تکبیر گویید، سی و سه مرتبه " الحمدلله" و خداوند را با سی و سه مرتبه " سبحان الله" گفتن، ستایش کنید. "
آن بزرگ می گفت: فاطمه با شنیدن این سخنان، سر را بلند کرده و دو ( یا سه) بار می گوید :" از خدا و رسولش راضی و خشنود شدم."(1)
برخی روایات می گویند که پیامبر رحمت پس از آموزش این اکسیر شگفت انگیز - تسبیحات حضرت زهرا(س) - فرمود:
" این ( اذکار) برای توبرتر از آن چه می خواهی هست و نیز بهتر از دنیا و آن چه در آن است."(2)
پس تو ای دوست من؛ هم رای و همراه من! باور کن که این تسبیحات که بر لبان تو می شکفد، هدیه های رسول خدایند که به بهانه عشق فاطمه به جهانیان و من و تو عطا فرمود، مبادا که باعادت کردن به آن، حقیقت والایش را فراموش کنی.
اینک که با تسبیحات حضرت زهرا(س) آشناتر شدی، خوب است بدانی که این هدیه الهی ، چنان ارزشمند و گران قدر است که امام باقر (ع) فرمود:
" خداوند از نظر حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح فاطمه(س) عبادت نشد و اگر چیزی با فضیلت تر از آن می بود، حتما رسول خدا آن را به فاطمه می بخشید."(3)
به راستی مگر می شود پدری چونان رسول خدا(ص) ، هدیه ای بالاتر داشته باشد و آن را به نور چشم خود و شادمانی قلبش عطا نکند؟ هرگز چنین نیست. پس این عطای رسول خدای را به جان پذیرا باش و پس از هر نماز و معراجی روزانه با همان حالت و حضوری که در نماز داشتی به میهمانی تسبیحات حضرت زهرا(س) بود که اگر چنین باشد " پیش از آن که پای راست خود را از روی پای چپ برداری، جمیع گناهان توآمرزیده خواهد شد."(4)
می دانم که می دانی آمرزش گناهان از پس فهمیدن یک حقیقت بلند و حرکت به سوی آن خواهد بود، نه فقط حفظ واژگان و تکرار آن ها، می خواهم بگویم: وقتی " الله اکبر" گفتی به حقیقت، او را بزرگ تر از آن که وصف شود بدانی و در پس آن به هیچ کس کرنش نکنی. از این رو است که امام صادق (ع) می فرماید:
" تسبیح فاطمه(س) در هر روز و بعد از هر نماز نزد من دوست داشتنی تر از هزار رکعت نماز( مستحبی) است که در هر روز خوانده شود. "(5)

تسبیحات حضرت زهرا(س) ، خدا را در ذهن و قلب داشتن است(6) و درک عظمت و جلالت آن خالق یگانه ویافتن این ادراک و شعور می تواند تو را که به دنبال " ربط الی الله " هستی با معبودیت پیوند دهد و در او فنا کند. حاصل این سیر معنوی به یقین جز بهشت و جاودانگی درآن نخواهد بود، چرا که امام عدالت، حضرت علی (ع) می فرماید:
" سبحان الله، نیمی ازمیزان اعمال را پرمی کند والحمدلله همه میزان و کفه ترازو را و الله اکبر میانه آسمان و زمین را".(7)
اکنون به آثار ماندگار و بلند این تسبیحات می پردازیم:
1- خشنودی خدا. 2- دور کردن شیطان. 3- ورود به بهشت. 4- سنگینی اعمال نیک
این آثار را از بیان امام صادق علیه السلام می شنوی که می فرماید:(8)
" تسبیح فاطمه زهرا(س) در گفتن 100 عدد است، اما در میزان اعمال 1000 ثواب دارد، شیطان را دور می کند و خدای رحمان را خشنود."(9)
گوهری چنین ارزشمند و والا را در بالاترین قسمت قلبت قرار بده و هر روز و پس از هر نماز و پیش از هر خفتن با آن پیمانی استوار ببند که سعادت ، جز در خشنودی خدا و راندن شیطان و دخول به بهشت نخواهد بود و تو چونان هر انسان کمال طلب دیگر، جویای سعادت و نیک بختی هستی و از گذر این تسبیحات می توان به این سعادت دست یابی .
پس آگاهانه و عاشقانه بگو" الله اکبر" و سی و چهار دانه تسبیح را برای آخرت خویش ذخیره نما و بگو" الحمدلله " سپس "سبحان الله" تا سی و سه مرتبه خدا را تنزیه از هر شریک و نقص کاستی بدانی و شایسته ستایش مستمر .
ترتیب در تسبیحات حضرت زهرا(س) ، شرطی است برای تسبیح گویان، همان گونه که " عدد" شرط رمز آمیز دیگری است. در روایت آمده است که هنگام زیارت حضرت فاطمه معصومه(س)، بالای سر آن حضرت بایست و سی و چهار مرتبه " الله اکبر"، سی و سه مرتبه " سبحان الله" و سی و سه مرتبه " الحمدالله "(10) بگو و سپس زیارت نامه آن پاک بانوی خانه موسی بن جعفر(ع) را با حضورقلب بخوان.
این تسبیحات بی شباهت به تسبیح حضرت زهرا(س) نیست، اما در ترتیب دو ذکر آخرین آن تفاوت است. در زیارت حضرت معصومه (س) ذکر" سبحان الله" ، که در تسبیحات حضرت زهرا(س) سومین و آخرین ذکر بود، دومین ذکر است و این مسأله به یقین اسراری دارد که اهل دل به آن آگاهند و باید اهل دل باشیم تا آن را بفهمیم و در غیر آن " دست بر سینه نامحرم" خواهند زد.
تو خود می دانی که فاطمه معصومه(س)، فاطمه ای دیگر است و نزد اهل بیت چونان مادر ائمه، مقام والایی دارد. می دانی که برای زیارت قبر پنهان فاطمه زهرا(س)، باید به قم رفت و فاطمه معصومه (س) را زیارت کرد و می دانی که :
آن قبر که در مدینه شد گم پیدا شده در مدینه قم
پس باید بین این مادر و دختر در مقام و عظمت و بزرگواری چنان همسانی و هم سویی باشد که تسبیحات آن دو نیز مشابه بوده و برای جدا ساختن این دو هدیه که یکی از سوی رسول خدا به فاطمه زهرا(س) عطا شد و دیگری از ناحیه امام رضا(ع) برای فاطمه معصومه(س)، تفاوتی در ترتیب اذکار بیان شده است.
به راستی معنای این تسبیحات چیست؟ و ارتباط این سه منبع نور چه می تواند باشد؟
شاید بتوان گفت که این 100 واژه نورانی و تکرار کلمات، تصویری از یک سیر روحانی باشد. یک حرکت آسمانی . وقتی به کاینات نظرمی افکنی و کمال خلقت را می بینی، در آن تعادل و تناسب را مشاهده می کنی و چرایی ها را تحلیل می کنی و جز رشد و کمال چیزی دیگر نمی یابی و این همه از اوست و نه غیر او. این جاست که با دیدن کمال در آفرینش، عارفانه ، عالمانه وعاشقانه سر به آسمان بلند کرده و سی و چهار مرتبه با شعور و شوری وصف ناشدنی می گویی:" الله اکبر" و این تکبیر که از دریچه معرفت و آگاهی خارج می شود چه " ذکر" آرامش بخشی است و با آن قلب ها آرام می گیرد." الا بذکر الله تطمئن القلوب".
پس از آن که کمال خلقت را دیدی و عظمت خالق را در آن یافتی، سر بر زمین انداخته و نعمت های او را، آن چه برای تو خلق شده و مسخر توست، آن چه برای نسل های بعدی است و هر آن چه که هدایت و حفظ و کفالت تو با آن است بنگر. آیات آفاق و انفس را با چشم جان ببین و بشنو، آن گاه برای این همه لطف وعنایت و نعمت، خدا را ثنا گوی که او شایسته ی ، این ستایش و ثنا است. با تک تک سلول های وجودت بگو" الحمدلله" و بدان که همه موجودات این سرایش نورانی را دارند و تو اینک با آنان هم نوا می شوی؛ با درختان، گل ها، کوه و دریاها و کویر و باغستان ها و ....
نطق آب و نطق خاک و نطق گل هست محسوس حواس اهل دل
حال که کمال حق را در خلقت و نعمت دیدی و لب به " تکبیر" و " تمحید" گشودی، چشم بگشای و هر چه بی عدالتی، بی تناسبی، و نقص و کاستی است، بنگر. جور ظالم ، اشک مظلوم، فاصله ها، فقر و... این نقص ها از کیست؟ او که جز خیر محض و کمال محض نیست، پس این شر و کاستی از کجاست. با اندکی تأمل درمی یابی که حاصل بی معرفتی ها بشر است. پس با صلابت، صراحت و شهامت بگو" سبحان الله " تا هر چه غیر کمال و خیر است، از دامن کبریایی حق دور کنی. او منزه است از هر نقص و کاستی و از هر چه که مشرکان می پندارند و نقص ها از ماست. امام تسبیح و عبادت، حضرت علی علیه السلام می فرماید:" وقتی تو می گویی" سبحان الله " فرشتگان بر تو درود می فرستند."
حال که با معانی تسبیحات حضرت زهرا(س) آشنا شدی و آثار آن را دانستی، پس به آن دل بسپار و برای هر چه نزدیکتر شدن به محبوب ومعبود خویش و اتصال به پاک بانوی آفرینش، با این گوهر فروزان پیمانی دوباره ببند تا درهردیدار، قدمی به خدا نزدیک تر شوی.
پي نوشتها:
1- من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 211.
2- مناقب آل ابیطالب، ابن شهر آشوب، ج 3، ص 341.
3- وسایل الشیعه، ج 6، ص 443، ح 8396.
4- التهذیب، ج 2، ص 105.
5- فروع کافی، ص 343.
6- وسایل الشیعه، ج 6غ ص 442.
7- اصول کافی، ج 2، ص 506.
8- وسایل الشیعه، ج 6، ص 444.
9- مفاتیح الجنان، ص 1018.
10- معانی الاخبار، شیخ صدوق، ص 9.
نوشته شده توسط محمد صالحي در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 12:40 موضوع | لینک ثابت

فاطمه علیها السلام در اندیشه ي امام خمینی(ره):"قسمت دوم"
۱-مراوده با جبرئیل، بالاترین فضیلت زهرا(س):
" من راجع به حضرت صدیقه (س) خودم را قاصر می دانم ذکری بکنم، فقط اکتفا می کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده و آن روایت این است که حضرت صادق (ع) می فرماید:
فاطمه (س) بعد از پدرش 75 روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می کرد و مسائلی از آینده نقل می کرد.
ظاهر روایت این است که در این 75 روز ، مراوده ای بوده است یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیاء عظام درباره کسی اینطور وارد شده باشد... مساله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسأله ساده نیست ، خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به این که قضیه ی تنزل جبرئیل ، به واسطه روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است، او تنزیل می دهد او را و وارد می کند تا مرتبه پایین، یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مأمور می کند که برو و این مسایل را بگو... تا تناسب مابین روح این کسی که جبرئیل می آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا، و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیاء درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است... در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کرده اند، با این که آنها هم فضایل بزرگی است، این فضیلت را من بالاتر از همه می دانم... و این از فضایلی است که مختص حضرت صدیقه (س) است. "(16)
نتیجه رفت و آمدهای بسیار جبرئیل و گفتگوی با فاطمه زهراء، جمع مطالبی در مجموعه ای شد که صحیفه فاطمیه خوانده می شد.
" ما مفتخریم که ادعیه حیات بخش که او را قرآن صاعد می خوانند از ائمه معصومین ما است، مناجات شعبانیه امامان و دعای عرفات حسین بن علی( علیهما السلام)، و صحیفه سجادیه ، این زبور آل محمد و صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است، از ماست."(17)
" درظرف 75 روز جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیه ای که واقع می شده ، مسائل را ذکر کرده است و حضرت امیر هم آنها را نوشته است، کاتب وحی بوده است حضرت امیر، همان طوری که کاتب وحی رسول خدا بوده است والبته وحی به معنای آوردن احکام، تمام شد به رفتن رسول اکرم، کاتب وحی حضرت صدیقه دراین 75 روز بوده است. "(18)
" و شاید یکی از مسائلی که گفته است راجع به مسائلی است که در عهد ذریه بلند پایه او حضرت صاحب ( عج) است . برای او ذکر کرده است، که مسائل ایران جزء آن مسائل باشد، ما نمی دانیم ، ممکن است".(19)
" این خانه کوچک فاطمه(س) و این افرادی که در آن خانه تربیت شدند که به حسب عدد، چهار پنج نفر بودند و به حسب واقع، تمام قدرت حق تعالی را تجلی دادند، خدمت هایی کردند که ما را و شما را و همه بشر را به اعجاب در آورده است. "(20)
" زنی که در حجره ای کوچک و خانه ای محقر، انسانهایی تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک تا آن سوی افلاک و از عالم ملک تا آن سوی ملکوت اعلی می درخشید، صلوات و سلام خداوند تعالی براین حجره محقری که جلوه گاه نورعظمت الهی و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است. "(21)
" در ناحیه معنویات ، آنقدر در مرتبه بالا بودند که دست ملکوتی ها هم به آن نمی رسید و در جنبه های تربیتی آنقدر بوده است که هر چه انسان می بیند برکات در بلاد مسلمین هست و خصوصا در مثل بلاد ماها، اینها از برکت آنهاست. (22)
" زنی که دخترش در مقابل حکومت های جبار ایستاد و آن خطبه را خواند."(23)
" ما برای اینکه وحدت امت اسلام را تأمین کنیم ، برای این که وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولت های دست نشانده آنها خارج و آزاد کنیم راهی نداریم جز اینکه تشکیل حکومت بدهیم... چنانکه حضرت زهرا سلام الله علیها در خطبه خود می فرماید که امامت برای حفظ نظام و تبدیل افتراق مسلمین به اتحاد است."(24)
" الگو ، حضرت زهرا است، الگو پیغمبر اسلام است. "(25)
" ما باید تبعیت کنیم و زندگی خود را برای آنها قرار دهیم."(26)
" ما باید سرمشق از این خاندان بگیریم، بانوان ما از بانوانشان و مردان ما، از مردانشان، بلکه همه، از همه آنها، آنها زندگی خودشان را وقف کردند از برای طرفداری مظلومین و احیای سنت الهی."(27)
" این خاندان... برای ملت ها و مستضعفین قیام کردند در مقابل کسانی که می خواستند مستضعفین را از بین ببرند."(28)
" خطبه فاطمه زهرا سلام الله علیها در مقابل حکومت و قیام امیرالمؤمنین و صبر امیرالمؤمنین و... فداکاری دو فرزندعزیزش... اسلام را زنده کردند و برای ما و شما برادرهای عزیز الگو شدند... ما هم الگوی آنها را، تبعیت از آنها را می پذیریم."(29)
" همه باید به او( حضرت زهرا سلام الله علیها ) اقتدا کنیم و همه باید دستورمان از اسلام را به وسیله او و فرزندان او بگیریم و همان طوری که او بوده است باشیم ."(30)
" اگرروزی باید روز زن باشد، چه روزی والاتر و افتخارآمیزتراز روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا سلام الله علیها است. "(31)
" روز ولادت سرتاسر سعادت صدیقه طاهره را که والاترین روز برای انتخاب روز زن است، به ملت شریف ایران، خصوصا زنان محترم ، تبریک و تهنیت عرض می کنم."(32)
" مبارک باد بر ملت عظیم الشان ایران به ویژه زنان بزرگوار، روز مبارک زن، روز شرافتمند عنصر تابناکی که زیربنای فضیلت های انسانی و ارزش های والای خلیفة الله در جهان است. "(33)
" فاطمه زهرا زنی است که افتخار خاندان وحی می باشد و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می درخشد، زنی که فضایل او همطراز فضایل بی نهایت پیغمبر اکرم و خاندان عصمت و طهارت بود، زنی که هر کس با هر بینش درباره او گفتاری دارد و از عهده ستایش او برنیامده، که احادیثی که از خاندان وحی رسیده به اندازه فهم مستمعان بوده و دریا را در کوزه ای نتوان گنجاند و دیگران هر چه گفته اند به مقدار فهم خود بوده، نه به اندازه مرتبت او، پس اولی آنکه ازاین وادی شگفت درگذریم."(3۴)
پي نوشتها:
16- صحیفه نور، ج 19، ص 278.
17- وصیت نامه سیاسی ، الهی امام (ره).
18- صحیفه نور، ج 19، ص 278.
19- همان.
20- همان، ج 16، ص 167.
21- همان، ص 125.
22- همان، ج 17، ص 216.
23- همان، ج 6، ص 187.
24- ولایت فقیه، ص 36.
25- صحیفه نور، ج 7، ص 17.
26 و 27 و 28- همان، ج 5، ص 283.
29- همان، ج 16، ص 67.
30- همان، ج 19، ص 120.
31- همان، ج 12، ص 72.
32- همان، ج 14، ص 201.
33- همان، ج 16، ص 125.
34- همان، ج 12، ص 72.
نوشته شده توسط محمد صالحي در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 19:18 موضوع | لینک ثابت
فاطمه علیها السلام در اندیشه امام خمینی(ره):"قسمت اوّل"
حضرت امام خمینی (ره) از فرزندان حضرت زهرا(س) است و در مکتب او پرورش یافته و عمر شریف خویش را در اهداف والای اسلام واهل بیت(ع) سپری نموده است. هم زمانی میلاد امام خمینی و میلاد فاطمه زهرا(س) بر اهمیت این مناسبت، دو چندان، افزوده است. حضرت امام در برخی از پیام ها و سخنرانی های خود به ترسیم و توصیف شخصیت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته اند، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که آنچه بیان کرده اند تنها اشاره به بخشی از فضایل بی پایان و وصف ناشدنی زهرای مرضیه(س) است، که تبیین همه آن، اصولا از قدرت بشر خارج است.
اینک سخنان حضرت امام را تحت عناوینی چند ، به شما خواننده گرامی تقدیم می داریم:
دردنیایی که درآن زندگی می کنیم، از گذشته تا حال، انسان ها برحسب دیدگاه خود از جهان و انسان و زندگی، به اشیاء یا اشخاصی افتخار می کرده اند و آنها را مایه فخر و مباهات خود دانسته اند، اما حضرت امام، فاطمه زهرا( س) را مایه افتخار می دانند.
روز پر افتخار ولادت زنی [ است] که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است.(1)
" زنی که عالم به او افتخار دارد."(2)
" زنی که افتخار خاندان وحی، و چون خورشیدی بر تارک اسلام می درخشد."(3)
" تاریخ اسلام گواه احترامات بی حد رسول خدا(ص) به این مولود شریف است."(4)
" برای زن ها کمال افتخار است که روزتولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده اند، افتخار است و مسؤولیت."(5)
" تمام هویت انسانی در او جلوه گر است. "(6)
" تمام ابعادی که برای زن و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه کرده و بوده است. "(7)
" یک انسان به تمام معنی انسان، تمام نسخه انسانیت ، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان، ... تمام حیثیت زن، تمام شخصیت زن ، فردا[ روز میلاد] موجود شد."(8)
" تمام هویت های کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام، در این زن است."(9)

الف) " نور او قبل از خلقت بشر آفریده شده است."(10)
" اصولاً رسول اکرم(ص) و ائمه( علیهم السلام) طبق روایاتی که داریم قبل از این عالم ، انواری بوده اند در ظل عرش... و مقاماتی دارند الی ماشاءالله... چنانکه به حسب روایات این مقامات معنوی برای حضرت زهرا(س) هم هست."(11)
" او [ فاطمه زهرا] موجود ملکوتی است که در عالم انسان ظاهر شده است، بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شد است."(12)
" معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های ملکی و ناسوتی همه در این موجود است."(13)
" فردا [ روز ولادت فاطمه زهرا] همچون زنی متولد می شود که تمام خاصه های انبیاء در اوست."(14)
" و ازجمله تعقیبات شریفه، تسبیحات صدیقه طاهره (س) است که رسول خدا(ص) ، آن را به فاطمه (س) عطا فرمود. از حضرت صادق (ع) مرویست که این تسبیحات در هر روز، در تعقیبات هر نمازی پیش من محبوب تر است ازهزار رکعت نماز در هر روز.(15)
1- صحیفه نور ، ج 16، ص 125، چاپ وزارت ارشاد و اسلامی.
2- همان، ج 6، ص 187.
3- همان، ج 12، ص 72.
4- همان، ج 14، ص 201.
5- همان، ج 19، ص 278.
6- همان، ج 6، ص 194.
7- همان، ج 6، ص 185.
8 و 9- همان.
10- به گفتار علامه امینی درباره فاطمه زهرا، ص 39 و 107 مراجعه شود.
11- ولایت فقیه، ص 58، انتشارات آزادی قم.
12 و 13- صحیفه نور، ج 6، ص 185.
14- همان.
15- همان، ص 408.
نوشته شده توسط محمد صالحي در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 19:0 موضوع | لینک ثابت
::.منوی وبلاگ.::
::.درباره ی وبلاگ.::

:: سالروز ازدواج حضرت فاطمه(س) و امیر المومنین علی(ع) بر همه ی مسلمین جهان تبریک و تهنیت باد.
**********************
::.فرمود فلانی یه گله داشتم از شما شیعیانم .... پرسید عالم فدای شما چه گله ای؟ گفت به شیعیانم بگید اینقدر نگن یا زهرا (س) ..... وقتی مادر مادر میگن من بیشتر دوستشون دارم و بیشتر لذت میبرم
سلام بر مادر خلقت ....
**********************
::."حضرت زهرا(س)": پاداش خوشرويي در برابر مؤمن بهشت است ، و خوشرويي با دشمن ستيزه جو ، انسان را از عذاب آتش باز مي دارد . / بحار الانوار جلد 75 صفحه 401 .::
**********************
اينجانب محمّد صالحي مديريت وبلاگ ريحانه ي عشق مي باشم.بنده متولد شهر رشت و دارای 5/17 سال سن می باشم و هم اکنون در پایه ی پیش دانشگاهی در رشته ی علوم تجربی مشغول به تحصیل هستم. من در مسابقاتي چون؛
برگزيده ي وبلاگ نويسي بسیج دانش آموزی(IBS)،
برگزيده ي وبلاگ نويسي تبيان زنجان،
برگزيده ي وبلاگ نويسي1430،
برگزيده ي وبلاگ نويسی امامت،
برگزيده ي وبلاگ نويسي دفاع مقدّس گیلان،
برگزيده ي وبلاگ نويسي آتش نشانی رشت،
برگزيده ي وبلاگ نويسي خورشید هدایت،
برگزيده ي وبلاگ نويسي الكترونيكي پيامبر اعظم(ص)،
مسابقه ي ميلاد حجّت حائز رتبه هایی گردیده ام.
::.فهرست اصلی.::
::.آرشیو موضوعی.::
::.ولادت و دوران كودكي.::
::.ازدواج فاطمه(س).::
::.شخصيت معنوي فاطمه(س).::
::.مهر و محبّت پيامبر(ص)و ايمان وعبادت فاطمه(س).::
::.شهادت.::
::.کرامات حضرت فاطمه(س)
::.ارزش صلوات بر حضرت فاطمه(س).::
::.نحوه توسل به حضرت زهرا(س).::
::.اشعار فاطمی.::
::.دوستان.::
::.مسابقه ي وبلاگ نويسي پيوند آسماني.::
::.مسابقه ي وبلاگ نويسي بسيج دانش آموزي.::
::.عطر یاس.::
::.محبّ زهرا(س).::
::.بنت الزّهرا(س).::
::.سايت تبيان.::
::.سايت حضرت زهرا(س).::
قالبهای مذهبی
::.دانلود های وبلاگ.::
::.آخرین نوشته ها.::
:: یک پیوند آسمانی
::.لینکدونی وبلاگ"ریحانه ی عشق".::
:: مژده که کوثر آمد...
:: نحوه توسل به حضرت زهرا(علیهاالسلام)
:: ارزش صلوات بر حضرت فاطمه(علیهاالسلام)
:: بشارت بهشت بر شیعیان حضرت زهرا(علیهاالسلام)
:: زن، مظهر تحقق آرزوها؛جایگاه و حقوق زن از دیدگاه امام(ره)
:: شگفتی خلقت
:: حضرت زهرا(علیهاالسلام) بر کرسی مادری
:: كرامات حضرت فاطمه(علیهاالسلام)
::.نوشته های پیشین.::
::. طرح صلوات .::
::. جستجو در وبلاگ .::
::.خبر نامه ی وبلاگ.::
::.لوگوي وبلاگ.::
::.موسيقي وبلاگ.::
::. آمار بازديد.::
::. نظر سنجي.::
::.ارتباط با مدیر وبلاگ.::
:: هر روز ، از ساعت 20 الي 22
::.حدیث روز.::
^ بالای صفحه ^